جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

438

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

على بن ابيطالب تا آن پايه به‌خود اعتماد و اطمينان و به‌درستى و عدالت كارهايش به آن اندازه ايمان داشت كه مىگفت : « مردم خوار و زبون در نزد من عزيزند تا حقشان را بستانم و مردم عزيز ، در پيش من خوار و زبونند تا حق را از آنان باز پس بگيرم » و « به‌خداوند سوگند ، باكى ندارم كه من به‌سوى مرگ بروم يا مرگ به‌سراغ من بيايد » . پس از جنگهاى بسيار على با ستمكاران هنوز صداى ظلم آنها خاموش نشده بود و على گفت : « گروهى از ستمكاران باقى مانده‌اند كه اگر زنده ماندم و خداوند يارى كرد بر آنان نيز پيروز شوم و آنان را از بين ببرم ، و از هم بپاشم » . در بينش و مذهب على ، دانشمندان و علما ، رهبران تودهء مردمند و از همين‌جاست كه آنان مسئوليت‌هاى بزرگ و سنگينى به‌عهده دارند كه مهمترين آنها ، مقاومت در برابر ستمكار و يارى بر مظلوم است . مىگويد : « خداوند از علما پيمان گرفته كه بر سيرى ستمكار و گرسنگى ستمديده راضى نشوند و به آن تن در ندهند » ! . « 1 » و براى آنكه در جرگه گروه ستمكاران و يا كسانى نباشند كه بر ظلم و ظالم كمك مىكنند و يا بر آن راضى مىشوند ، على گناهان مردم را به چند درجه تقسيم كرد كه ممكن است بعضى از آنها بخشيده شود ، ولى ظلم و ستم را استثنا كرد و فرمود : « . . . اما گناهى كه بخشيده نشود ، ظلم‌كردن بعضى از مردم ، بر ديگران است » و در هر صورت او چنين عقيده دارد : « ظلم بر بينوايان ، زشت‌ترين ستم‌هاست » . * * *

--> ( 1 ) وقد اخذاللّه على العلماء ان لايقارّوا على كظّة ظالم و لاسغب مظلوم !